خداحافظ

 خداحافظ ای شوق نادیدنی
نخستین گناه نابخشودنی

خداحافظ ای چشم باران سرشت

تو ای سیب ممنوع باغ بهشت

دلیل غزل های پر التهاب

بلوغ تماشایی آفتاب

کجایی تو ای عطر جالیزیه

که در معرض باد پائیزیه

غزال غزل نوش از من گریز

کمی استعاره به کامم بریز

شدم در مسیر تو بد نام و مست

اگر چه دلم از تو طرفی نبست

هنوز از نگاهت جنون می چکد

از انتظار تو خون می چکد

هنوز از فراسوی دهلیز شب

به من می رسد سوز یکریز تب

خداحافظ ای درد شیرین من

تو ای اشتباه نخستین من

"تو ای اشتباه نخستین من".