من همینیم که هستم،گاهی ام خوب نیستم،بعد از به نام ایزد،و تقدیم احترام،اکسیژن همیشگی شعر من" سلام "
 

با اینکه تو از من دل‌ بریدی



با اینکه تو از من دل‌ بریدی


زود رفتی‌ و اشک هامو ندیدی

با اینکه هیچوقت درکم نکردی

هیچ موقع از دردم کم نکردی

اما برام سخته این جدایی

دلتنگتم این روزا کجایی؟؟

نمی‌دونی همه کسه منی‌

تو نفسه منی‌

برگرد کنارم

بیا و حرف دلت و بزن

اما نگو به من

دوست ندارم

بخدا بی‌ تو اینجا

دیوونه میشم

دیگه برگرد بیا

بمون پیشم

شاید من هم بی‌ تقصیر نبودم

تو قهر تو بی‌ تقصیر نبودم

غیر از خودت هیچکی رو نداشتم

شاید یه کم واست کم گذاشتم

اما هنوز عشقت رو به رومه

بی‌ عشق تو کارم تمومه...


*وطــــنــــم ای شــــکــــوه پــــا بــــر جــــا*



 *وطــــنــــم ای شــــکــــوه پــــا بــــر جــــا*

وطنم ای شکوه پا برجا/در دل التهاب دورانها

کشور روزهای دشوار/زخمی سربلند بحرانها

ایستادی به جنگ رو در رو/خنجر از پشت می زند دشمن

گویی از ما و در نهان بر ما/وطنم پشت حیله را بشکن

♫♫♫♫♫♫ 

وطنم ای شکوه پا برجا/در دل التهاب دورانها

♫♫♫♫♫♫  

رگت امروز تشنه عشق است/دل رنجیده خون نمی خواهد

دل تو تا ابد برای تپش/غیر عشق و جنون نمی خواهد

شرم بر من اگر حریم تو/پیش چشمان من شکسته شود

وای بر من اگر ببینم چشم/رو به رویای عشق بسته شود

♫♫♫♫♫♫  

وطنم ای شکوه پا برجا/در دل التهاب دورانها

کشور روزهای دشوار/زخمی سربلند بحرانها

از تب سرد موجهای خزر/تا خلیجی که فارس بوده و هست

می شود با تو دل به دریا زد/می شود با تو دل به دنیا بست

می شود با تو دل به دریا زد/می شود با تو دل به دنیا بست

        وطـــــــــــــــــــنــــــــــــــــــم


از آدمای شهر بیزارم


از آدمای شهر بیزارم

چون با یکیشون خاطره دارم

به من نگو با عشق بیرحمی

من زخم دارم تو نمی فهمی

تا حرف عشق میشه من میرم

من سخت از این حرفا دورم

منم یه روز عاشقی کردم

از وقتی عاشق شدم اینجورم

دار و ندارم پای عشقم رفت 

چیزی نموند جز درد نامحدود 

این جای خالی که تو سینه م هست

قبلا یه روزی جای قلبم بود

این روزگار .بدکرده با قلبم

کم بوده از این زندگی سهمم

دلیل می بافم برای عشق

برای چیزی که نمی فهمم


از آدمای شهر بیزارم

چون بایکیشون خاطره دارم

به من نگو با عشق بیرحمی

من زخم دارم تو نمی فهمی


غریبه ام با این خیابونا

من از تمام شهر بیزارم

از هر چی رابطه س می ترسم

از هر چی عشقه  من طلبکارم

همین که قلب تو مردد شد 

در دل من خاطره ای رد شد

از وقتی عاشقش شدم ترسیدم

از وقتی عاشقش شدم بد شد

این روزگار بد کرده با قلبم 

کم بوده از این زندگی سهمم

دلیل میبافم برای عشق

برای چیزی که نمی فهمم

از آدمای شهر بیزارم

چون با یکیشون خاطره دارم

به من نگو با عشق بیرحمی

من زخم دارم تو نمی فهمی

این روزگار بد کرده با قلبم 

کم بوده از زندگی سهمم

دلیل می بافم برای عشق

برای چیزی که نمی فهمم


از آدمای شهر بیزارم

چون با یکیشون خاطره دارم

به من نگو با عشق بیرحمی

من زخم دارم تو نمی فهمی



 
  BLOGFA.COM