باز باران٬ با ترانه میخورد بر بام خانه
باز باران٬ با ترانه
میخوردبر بام خانه
خانه ام کو؟
خانه ات کو؟
آن دل دیوانه ات کو؟
روزهای کودکی کو؟
... فصل خوب سادگی کو؟
یادت آید روز باران؟
گردش یک روز دیرین؟
پس چه شد دیگر٬ کجا رفت؟
خاطرات خوب و رنگین!
در پس آن کوی بن بست
در دل تو٬ آرزو هاست؟
کودک خوشحال دیروز
غرق در غمهای امروز
یاد باران رفته از یاد
آرزوها رفته بر باد
باز باران٬ باز باران
میخورد بر بام خانه
بی ترانه ٬ بی بهانه
شایدم٬ گم کرده خانه!!!
+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 18:15 توسط مسلم مومبینی ( bonyana )
|