عمری گذشت و عشق تو از ياد من نرفت دل ، همزباني از غم تو خوب تر نداشت اين درد جانگداز زمن روی برنتافت وين رنج دلنواز زمن دست برنداشت
تنها و نامراد در اين سال های سخت من بودم و نوای دل بينوای من دردا كه بعد از آن همه اميد و اشتياق دير آشنا دل تو ، نشد آشنای من
از ياد تو كجا بگريزم كه بي گمان تا وقت مرگ دست ندارد ز دامنم با چشم دل به چهره خود مي كنم نگاه كاين صورت مجسم رنج است يا منم ؟
امروز اين تويی كه به ياد گذشته ها در چشم رنجديده من می كني نگاه چشم گناهكار تو گويد كه ” آن زمان نشناختم صفای تورا “ – آه ازين گناه !
امروز اين منم كه پريشان و دردمند مي سوزم و ز عهد كهن ياد می كنم فرسوده شانه های پر از داغ و درد را نالان ز بار عشق تو آزاد مي كنم .
گاهی بخوان ز دفتر شعرم ترانه ای بنگر كه غم به وادی مرگم كشانده است . تنها مرا به ” تشنه طوفان “ من مبين ای بس حديث تلخ كه ناگفته مانده است .
گفتم : ز سرنوشت بينديش و آسمان گفتی : ” غمين مباش كه آن كور و اين كر است “ ! ديدی كه آسمان كر و سرنوشت كور صدها هزار مرتبه از ما قوی تر است ؟
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم بهمن ۱۳۸۸ ساعت 21:30 توسط مسلم مومبینی ( bonyana )
|
درباره وبلاگ
خداوندا : دستانم خالی-اند ودلم غرق در آرزوهای دست نیافتنی یا به قدرت بی کرانت دستانم را توانا گردان یا دلم را از آرزوهای دست نیافتنی خالی کن --------------------------------------- دل نوشته
حس غزل ندارد ذهن بهانه گیرم
دیگر خیالتان تخت، من میروم بمیرم
دنیا وهرچه دارد ارزانی شما باد
من کم زمین نخوردم از این زمانه سیرم
تنها برای مردم گویا خدا بزرگ است
عمری غریب و تنها در بی کسی اسیرم
یک باد خشک وخالی حتی نمی وزد، حیف
من غرق اشک وآهم با این همه کویرم
اوج جوانیم بود بال و پرم ندادند
از بس بدی چشیدم، انگار پیر پیرم
تا سربلند کردم از ریشه ام بریدند
از این به بعد دیگر آرام و سربه زیرم
این سرنوشت من بود تقدیر من همین است
از چه تقاص آنرا از دیگران بگیرم
این سرنوشت من بود با من چه ها که کردی
در زیر بار رنجت، من خردم و خمیرم
رفتم که گم شوم در ویرانه های تاریخ
مانع نشو امیدم گفتم که ناگزیرم
آنان که دیدنم را حتی یک چشم هم ندارند
دیگر خیالشان تخت من میروم بمیرم --------------------------------------- و اینکه اکثر این مطالب از من نیست یا از فروغ شاملو قیصر علی صالحی حسین پناهی یا آهنگ ها و ترانه ها یا دوستان وبلاگی یا دشمنان ویا با اجازه یا بی اجازه از جایی ورداشتم یا نمیدونم یا مشیری و... به هر حال خوشم اومده و تو وبلاگم یا وبلاگمون یا وبلاگشون گذاشتم....