بیگانه ی بیگانه!
از من دیگر هراسی نیست
وقتی دو بال رفاقتم را به آتش دورویی سوزاندند
و دندانهای عشقم را چنان از ریشه درآوردند که فقط یتوانم قورت دهم بغض بی مهریشان را
و آنچنان لبم به ناباوری دوختند که ذکر یادشان از یادم برفت.
از من دیگر هراسی نیست
دیگر نه رفاقت می طلبم و نه عشق می ورزم
نه باور میکنم و نه خواستِ باور شدن دارم
نه حرفی می زنم و نه گوش می دهم
زندگی خواهم کرد -- مثل آنها--
بیگانه زندگی خواهم کرد
بیگانه ی بیگانه!
+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم آذر ۱۳۸۹ ساعت 17:30 توسط مسلم مومبینی ( bonyana )
|